متن و اهنگ عاشقانه عاشقانه ها |
|||||||||||||||||
پنج شنبه 21 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 12:9 :: نويسنده : حمید
اینم یه اهنگ زیبا به نام فریاد از البوم فریاد هایده
دانلود اهنگ فریاد با صدای هایده
دانلود همین اهنگ با صدای مازیار چهار شنبه 20 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 17:13 :: نويسنده : حمید
چهار شنبه 20 ارديبهشت 1391برچسب:, :: 16:20 :: نويسنده : حمید
نمی خواهم کسی غیر از تو با من همسفر باشد نمی خواهم کسی از قصه ی ما با خبر باشد کمی با شاعر چشمان مستت همزبانی کن نمی خواهم سخن های تو با من مختصر باشد دو چندان می شود زیباییت وقتی که می خندی مبادا چشمهایت لحظه ای از گریه تر باشد پریشان کرده اش را می پسندم در مسیر باد مپوشان گیسوانت را که شور انگیز تر باشد به صحبت های من دل می دهی اما نمیدانی که این واگویه ها روزی برایت دردسر باشد به تابستانی پیراهنت خورشید محتاج است و این خاصیت عشق است از خورشید سر باشد به هر چیزی که دل می بندم این ایام می فهمم به جز معصوم چشمان تو کاری بی ثمر باشد هزاران صخره می خواهند برگردم،پلنگ آهو به دنبال تو می آیم اگر چه پر خطر باشد دعا کن تا رهایی یابم از دیوانگی هایم اگر چه خوب میدانم دعایت بی اثر باشد...
نـــــمی خواهم به جز من دوست دار دیگری باشی برای لحـــــــظه ای حتی کنار دیگری باشی نـــــمی خواهم صفای خـنـــد ات را دیگری بیند نـــــــمی خواهم کـــسی نامش به لبهای تو بشیند نــــــــمی خواهم کسی نـــــامش به لبــــــهای تو بنشیند نــــــمی خواهم به جز من بگیرد دســـتـت تو دســــتی نــــمی خواهم کــسی یارت شود در این راه هستی نــــــــمی خواهم میان ما جدایی سایه اندازد نــــــمی خواهم خیال دیگری بنیان عـــشــق مااندازد ازدریا پرسیدن عشق چیست؟گفت خشکیدن...
به نظر شما عشق چیست؟
هر جا که دیدی دلت شکست آه منه غم دنیا تو دلت نشست آه منه گه زندگیت خراب شد آه منه خوشی هات همه عذاب شد آه منه اگه میگه ازت خستس آه منه همه درها به روت بستس آه منه آه منه که داری بد می آری آه منه مث ابر بهاری آه منه هیچ کسی رو نداری آه منه رفت و اشکاتو ندید آه منه یه دفعه ازت برید آه منه کارت به اینجا کشید اگه از زندگی سیری آه منه اگه از دست داری میری آه منه اگه تو جوونی پیری آه منه اگه عهدشو شکونده آه منه می بینی دست تو خونده آه منه تو رو به اینجا رسونده آه منه دو شنبه 7 آذر 1390برچسب:, :: 11:45 :: نويسنده : حمید
![]() تیغم بزن خونی نمیاد از دست تو که بردی از یاد هرچی خوبی کردم برات دستم نمک نداشت ای داد تیغم بزن خونی نمیاد چجوری شد که بردی از یاد هر چی داشتم واست گذاشتم دستم نمک نداشت ای داد تو اومدی دل بردی و دل سوختی تو بی وفا بودن به من آموختی اما سینه هنوز به عشقت چاکه دلم برای دیدنت هلاکه تو رفتی و این آبرو تموم شد زخم زبون از آشنا شروع شد دل دیونه ی غریب ما هم امیدش به این زندگی تموم شد دردم یکی دوتا نمیشه دلم از تو جدا نمیشه تو بی وفا بودی که رفتی گفتی خداحافظ همیشه صدات کردم تو گوش نکردی به گریه اعتنا نکردی تو چشم تو بهتر ز من بود اما چه اشتباهی کردی
درباره وبلاگ به وبلاگ من خوش آمدید آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها
![]()
|
|||||||||||||||||
![]() |